
" حیـــــــــــف"
حیف قلبم که روزی دادمش به تو امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه ی خیانت"
حیف اون شبی که بغضمو شکستم پیش تو!
حیف اون اشکایی که ریخته شد برای تو
حیف چشم هایی که گفتم به تو با لبای خندون
حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون"
چه روز دل خراشی وقتی خواستیم از هم جداشیم
قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشی"
ولی زدی شکستیش بدون هیچ بهونه
عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میمونه!
آخه چرا منو تنها گذاشتی"
منو با گریه و غم جا گذاشتی"
همش فکر میکنم که شایداز اول
منو حتی یه لحظه دوست نداشتی"
دوست نداشتی؟!
من که رفتم:
تو بمون با هر کی دوستش داری
با اونی که پنهونی سرتو رو شونش می ذاری
من که رفتم ولی رسم وفاداری نبود
قصه ی چشمای تو واسه من تکراری نبود
من که رفتم تو میمونی با این عشق جدید
میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدین"
من که رفتم دلتو بده دست دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یار سفری
من که رفتم تو بشین زیر نگاه عاشقش
آرزوم اینه که تلف نشه دقایقش"
من که رفتم دیگه دل نمیدم به دیگری
کاش میومدی پیشم واسه خداحافظی!"





